تفاوت بین عاشق بودن و دوست داشتن

عشق با نگاه کردن (دیدن) آغاز میشود      ،     اما درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است.

هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد خواهد شد و هیجان زده میشوید  اما هنگامی که کسی را میبینید که دوستش دارید احساس سرور و خوشحالی میکنید.

هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است  ولیکن هنگامی که کسی را دوست دارید زمستان در نظر شما فقط فصلی زیبا ست.

وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه میکنید خجالت میکشید ولی هنگامی که به کسی که دوستش دارید مینگرید لبخند خواهید زد.

وقتی در کنار معشوقه ی خود هستید نمی توانید هر آنچه را در ذهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آن را دارید.

در مواجهه با کسی که عاشقش هستید خجالت میکشید و دست و پای خود را گم میکنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحت بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت.

شما نمیتوانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید) اما میتوتنید در حالیکه لبخند بر لب دارید  مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه میکنید.

وقتی معشوقه ی شما گریه میکند شما هم گریه میکنید و اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام کردن او دارید.





رابطه خواب و شخصیت


DSC01293

مطالعات اخیر دانشمندان روان شناس بیانگر این است با توجه به نحوه خوابیدن افراد

 میشود پی به شخصیت افراد برد.

پژوهشگران انگلیسی معتقدند بین حالت قرار گیری افراد و شخصیت آنها رابطه وجود دارد.

به گفته محققان،افرادی که هنگام خواب دست ها و پاهای خود را جمع میکنند و وضعیت خمیده به خود میگیرند،شخصیتی خجالتی و حساس دارند.

افرادی که به پشت می خوابند و دستهایشان را کنار بدن خود می گذارند دارای شخصیتی تودار و آرام هستند.

افرادی که روی یک پهلو می خوابند ،شخصیتی اجتماعی و آسان گیر دارند

و کسانی که روی شکم خوابیده و دستهایشان را زیر سر میگذارند،دارای شخصیتی بی پروا و گستاخ می باشند.

امیدوارم جزو دسته ی آخر نباشید!!!

رمضان


دارم دعا میکنم

دارم دعا میکنم

دعا میکنم که کودکان تقویم های نیامده

نام خفاش و خورشید را کنار هم بنویسند

دعا میکنم که صدای سرخ سنگ انداز

در چارچوب بال هیچ چکاوکی شنیده نشود

دعا میکنم که هیچ دیواری

چشم در راه پگاه هیچ پنجره ای نماند

دعا میکنم که هیچ آسمانی

از سقوط هیچ حواصیل ترانه نخواند

دعا می کنم که مهربانی  باد

برگ برگ حکایت ما را

به نشانی سبز ستاره ها برساند

دعا میکنم که بیایی

بیایی و بر خاک این بغض ناپایدار

بذر بوسه و بهار و بادبادک بپاشی

دارم دعا میکنم...

شعر:یغما گلرویی


اندوه

نه تو می مانی و نه اندوه

         

       ونه هیچیک از مردم این آبادی...


 به حباب نگران لب یک رودقسم,

 

  وبه کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت,

                             

            غصه هم میگذرد

 

        آنچنانی که فقط خاطره ای می ماند.


              لحظه ها عریانند....

               

        به تن لحظه خود جامه اندوه

                        

             مپوشان هرگز...

گذشته

 

به یاد دوران پاک کودکی.

موعود

جمعه ها را دوست دارم و تو را که در بی طاقت ترین جمعه می آیی با شمشیری که بوی ذوالفقار میدهد و با

عبایی که شبیه شبهای تنهایی پیامبر است.

می آیی و شاید من هزاران سال قبل از آمدنت ،همراه شعرهایم دنیا را بدرود گفته باشم!

می آیی و شاید من هیچ گاه چشمهای معصوم تو را زیارت نکنم.

چه قدر زیباست در روز آمدن تو حضور داشتن.

چه قدر خوب است به استقبال تو دویدن و با گلهای داوودی و مریم برای تو آواز خواندن.

می آیی و کلمات به احترام تو برمیخیزند.

درخت ها با بهار می آمیزند وسیب ها از شوق دیدار تو سرخ میشوند.

می آیی و طبل ها سکوت می کنند.

شب چمدانهایش را میبندد و خورشید برای همیشه روی پشت بام خانه ی ما اقامت میکند.

وقتی حرف میزنی دخترکان نام تو را به عروسکهایشان یاد میدهند.

و پسرکان بادکنکهای خوشحالشان را به روی مهربانی تو هوا میکنند.

می آیی و اتوبوس ها پر از عطر تو میشوند.

می آیی و نان و جو و خرما جهانی میشود.

می آیی دوشادوش پروانه ها و پرستوها...

و صدای نعلین چوبی ات بتهون را به وجد می آورد و همه ی

موسیقیدانان سازهایشان را در صندوقچه بایگانی میکنند...


 ای تمامت آرزو

به تمام آرزوهایم خواهم رسید،اگر لذت یک سلام به او را به من هدیه کنی.

رحیما با تو عهد میبندم اگر این سعادت را نصیبم کنی به عدد تمام گلهای نرگس تو را تسبیح خواهم گفت.

میلاد موعود مبارکــــــــــــــــــــــــ