روانشناسی کودک

چند روز پیش همراه کسرا آماده شدیم و برای انجام کاری رفتیم بیرون.به انتهای خیابون که رسیدیم چند کارگر مشغول بنایی بودند.کسرا پرسید:این آقاهه چیکار میکنه؟
گفتم:بنایی میکنه.
پرسید:چرا بنایی میکنه؟
گفتم:میخواد خونه بسازه.
با سماجت همیشگیش پرسید:چرا خونه بسازه؟
کمی فکر کردم و گفتم: تا توی خونه اش زندگی کنه.
باز پرسید:چرا زندگی کنه؟
درمانده و مستاصل جواب دادم:خوب زندگی کنه غذا بپزه بخوره بخوابه
گفت:ظرف نمیشوره!!!!
جواب دادم نه
_چرا ظرف نمیشوره؟؟
=خوب زنش ظرف میشوره!
_چرا آقاهه نمیشوره؟؟
=چون کار میکنه وقت نداره.
_آقاهه چیکار میکنه؟؟؟
یعنی دلم میخواست سرم رو بکوبم به دیوار. فقط دنبال سوژه بودم که فکرش رو منحرف کنم ولی دیدم هر سوژه ای اگر بیاد باز موج سوال هاشم میان. موندم از دست این بچه ها. علم روانشناسی هم از دست اینها عقب مونده!!
معمولا منحرف کردن ذهن بچه از یک موضوع به موضوع دیگه خیلی جواب میداد .
یعنی برای پارسا جواب میداد ،نه برای کسرا!!




